X
تبلیغات
فرشاد (مغرورترين پسر دنيا...)
Likeپرستی تو Facebook!

همیشه دوست داشتم وقتی می خوام برا وبلاگم بنویسم, طوری باشه که دغدغه ی اکثریت جامعه(یا لااقل اکثریت کسانی که دارن حرفامو اینجا می خونن) باشه. Facebook تا همین چند سال پیش, مطلبی نبود که تعداد زیادی از ایرونیا رو درگیر کرده باشه,ولی امروز امکان نداره کسی باشه که تو خونه اش اینترنت باشه,ولی حتی اگه عضو فیسبوک نیست,ندونه فیسبوک چیه!

Facebookدیگه فقط یک وب سایت نیست! و باید از اون بعنوان یک تکنولوژی ارتباط اجتماعی مدرن نام ببریم. ولی متاسفانه, این تکنولوژی هم  مثل بقیه تکنولوژی هایی که وارد خونه های ما ایرونیا شده, فرهنگ مورد نیازش رو همراه خودش نیاورده. تا حدی که فلسفه ی وجودی امکانات و ابزارش (مثلLike,Share,Add,Friend list,Page,Group,...) عوض شده!

محدودیت های جامعه واقعیمون (جدای اینکه در مورد خوب یا بودنشون بحث کنیم) باعث شده که این شبکه اجتماعی, ابزاری برای تخلیه عقده ی دخترا و پسرا بشه.

friend list و like جمع کردن حریصانه

درست ترین راه استفاده از accountشخصی فیسبوک اینه که آدم فک و فامیل و دوستای قدیمی و جدیدش رو به لیستش اضافه کنه و با اونا معاشرت مجازی داشته باشه. ولی متاسفانه تو ایران, این کاربرد داره روز به روز از اصل خودش دور تر می شه!

پسرهایی که کار و بار و زندگی و آینده و همه چی رو بیخیال شدن و در به در دنبال لباسهای رنگارنگ متفاوت هستن که بعدش آشنایی تو یه آتلیه عکاسی پیدا کنن و بتونن با تخفیف ویژه, هر هفته عکسهای جدیدی رو تو صفحه فیسبوکشون بذارن. عکسهایی که از دشت و کوه و بیابون و ریل قطار گرفته تا لحظه ی قلیون کشیدنشون رو شامل می شه. و دخترهایی که هرچقدر تو عکسی که می ذارن, موهاشون بلوند تر و لباسشون دکلته تر و دامنشون کوتاه تر باشه, بدون شک Like بیشتری جمع می کنه و commentهای تشویق کننده ی بیشتری رو نصیب خودش می کنه.

و چه دختر و چه پسر, صاحب اون صفحه ی فیسبوک همه جوره خودش رو به آب و آتیش می زنه که تعداد این لایک و کامنت ها بیشتر و بیشتر بشه و به وضوح دیده می شه که مرضی به وجود اینجور آدما می ندازه که اگه اسم اون مرض روانی نوپا رو "Likeپرستی" بذاریم, درست ترین کار ممکن رو انجام دادیم!

درحالی که اصول شبکه های اجتماعی تاکید داره که باید همه ی دوستان مجازی خودتون رو بشناسین و بعد به لیستتون راهشون بدین, اینجور دختر پسرا نه تنها ۴۹۹۹ نفری رو که فیسبوک برای هر اکانت سقف تعداد دوست تعیین کرده رو رد می کنن, بلکه اقدام به زدن اکانت های شماره ۲ و ۳ و ... می کنن! به طوری که هیشکی رو از لیستشون نمی شناسن و افراد حاضر در لیستشون هم جز یه مشت بیکار جنس مخالف ندیده نیستن! ( خب کسی که بدون شناخت از طرف مقابلش, فقط چون عکس fashion می ذاره یا موهاش روشنه و دامن کوتاه می پوشه, اونو addکرده و کورکورانه براش likeوcomment می ذاره, صد در صد جنس مخالف ندیده است!)

این افراد (چه دختر و چه پسر) مشخصات و صفات مشترک خیلی زیادی دارن, از جمله :
- رابطه های کوتاه مدت با یکی مثل خودشون و علنی کردن اون تو فیسبوک
- آرزوشون اینه که مدل بشن!
- هر چی بیشتر لایک جمع کنن, بصورت کذائی ارضای روحی می شن
- هیچ عکسی رو بدون ویرایش شدید و حذف جوش و موش و سرخی چشم و ... نمی ذارن رو فیسبوکشون
- تو زندگی واقعی فرد موفقی نیستن و تبدیل به یک ابزار می شن
- خیلی خیلی راحت تر از بقیه دروغگوهای جامعه دروغ می گن!
- چیزی به اسم احساس تو وجودشون دیده نمی شه و همین که بتونن برا یه مدت, یه جنس مخالف خوش هیکل  و خوش قیافه (حتی به قیمت عمل های متعدد زیبایی) رو تور بکنن و چند تا عکس باهاش بندازن و in a relationship باهاش بزنن, زندگیشونه!
- ...

البته افرادی هم هستن که هنوز تا اون حد مریض فیسبوکی نشدن, ولی دغدغه ی اول و آخرشون اینه که لایک جمع کنن ! این افراد آرزوشونه مثل گروه بالا باشن, ولی فعلا موقعیتش رو ندارن!! , کارهایی که این سری فیسبوکی ها انجام می دن :

- message می دن به دوستاشون و ازشون می خوان که به زوررررررر فلان عکسشون رو لایک کنه طرف!
- شدیدا پی add کردن جنس مخالف های fashion هستن! پسره میمون باشه, فقط fashionباشه ! دختره هم شکل شامپانزه باشه مهم نیست, فقط موهاش بلوند باشه و دکلته پوشیده باشه, می شه منتخب اکثر پسرای فیسبوکی برای addشدن! و اتفاقا گروه بالا هم همینجوری بالای ۵۰۰۰ نفر دوست الکی جمع می کنن!!
- وقتی کم لایک می گیرن, اعتماد به نفسشون هم کم می شه!
-...

page های عمومی فیسبوک

 هرکسی که یه اکانت فیسبوک داشته باشه و حتی خیلی هم تو کار باهاش حرفه ای نشده باشه, حتما pageهای عمومی فیسبوک (که جای addکردن, pageرو likeمی کنیم) رو دیده و چند تایی رو هم لایک کرده !

این صفحات هم برای اینه که کسانی که یک خواننده,بازیگر,برند,سریال,فیلم,ماشین خاص,... رو دوست دارن یا کسایی که خصوصیات مشترکی دارن, مثلاْ : متولدین یک ماه خاص,یک سال خاص,خوشتیپ ها(!),وطن پرست ها,... بتونن آخرین اخبار رو در مورد چیز مورد علاقه ی خودشون, از طریق این pageها بدست بیارن.

ولی تو ایران ...
این page ها هم مثل اکانت های شخصی فیسبوک, در اکثر موارد, شده محلی برای مریضان لایک پرست, که با سو استفاده از احساسات,عواطف و خواسته های افراد, اونارو وسوسه می کنن پیجشون رو لایک کنن!

صاحبین این pageها (adminها) اکثرشون, از هیچ کار انسانی و غیرانسانی برای جمع کردن طرفدار و likeخوری عکس ها و مطالبی که می ذارن دریغ نمی کنن!  :

- اگه وطنت رو دوست داری لایک کن
- به افتخار فلان قهرمان, بزن اون لایک قشنگه رو
- اگه می خوای به خانواده ی فلان بازیگر سینما تسلیت بگی, لایک کن
- هر یک لایک,یک نشانه ی تنفر از فلان سیاست!
- اگه خدا رو دوست داری لایک کن!!
- کیا عاشق بابا ننشون هستن؟ حتما لایک کنن!
-  اول لایک کنین, بعد... اونایی که محمدرضا گلزار رو دوست دارن عدد ۱ و اونایی که کلاه قرمزی رو دوست دارن عدد ۲ رو کامنت بذارن  !
- پرچم کدوم شهر بالاست؟ اول لایک کن, بعد کد شهرت رو بنویس!
- اگه می خوای دیگه تو کشور زلزله نیاد, لایک کن!!
- طرفدار کدوم تیم هستین؟ ۱.... ۲ ..... ۳ ..... ببینیم طرفدار کدوم تیم بیشتره ها! آ ماشالا!!!
- فلان بچه سرطان خون گرفته, هر یک لایک ۱دلار به حساب این بچه ریخته می شه :| :| :| !!!!!!!
- اگه تو کمتر از ۵ ثانیه تو این عکس که انبار کاهه , یه ارزن پیدا کردی , لایک کن!!
- پرچم کدوم دهه بالاست؟ اول لایک کن بعد بگو متولد کدوم دهه هستی :| !
- عابدزاده پاش درد می کنه, هر یک لایک یک مسکن قوی برای پاش
- ...

البته تا وقتی که افرادی هستن که با دیدن یه جمله که بیانگر عقیده ی اونا یا ضد عقیده ی اوناست, تحریک می شن و دست به لایک و کامنت می شن! , خب adminها هم دست می ذارن رو نقطه ضعف افراد و به اهدافشون می رسن .

آخرش که چی؟

خب... می رسیم به نتیجه گیری!
facebook ذاتا چیز بدی نیست . اکانت فیسبوک داشته باشیم, فامیل ها و دوستا و آشنا های دور و نزدیکمون رو addکنیم, بهترین عکسهامون رو تو فیسبوکمون بذاریم (نه اینکه با هدف اینکه می خواهیم عکس جدید بذاریم تو فیسبوک, شب تا صبح,صبح تا شب عکس بگیریم!) , با دوستامون بگو بخند بکنیم, از شادی ها و خدایی نکرده غم هاشون مطلع شیم و توشون باهاشون شریک باشیم, چیزهایی که بهشون علاقه داریم رو لایک کنیم و زندگی اجتماعی مجازی خوبی داشته باشیم!

adminهای صفحات عمومی (facebook pages) هم تمام سعی اشون رو برای جمع کردن طرفدار و حتی لایک خوری عکس ها و مطالبشون انجام بدن,ولی نه با دروغ و کلک و سو استفاده ! , بلکه کیفیت مطالب و عکسهاشون رو انقدر بالا بیارن که مخاطب ناخداگاه دکمه ی likeرو فشار بده! . بعنوان مسئول یک صفحه ی عمومی, صداقت و راستی و درستی و انسانیت رو زیر پا نذارن.

طبق روال وتجربه همیشگی , از دوستان خواهش می کنم این مطلبم به هیشکی برنخوره. من خودم از قدیمی های فیسبوک هستم و با استفاده ازش موافقم, اگه بگم "فرهنگ استفاده" و این صحبتا, خیلی کلیشه ای می شه حرفام! فقط همین که افراط و تفریط نکنیم و اصول رو زیر پا نذاریم و اونجوری که شایسته است و درسته از این شبکه بزرگ اجتماعی استفاده کنیم. همین و بس!

نظرهاتون برام مهم و محترمه.

نوشته شده در  پنجشنبه 29 فروردین1392ساعت 7:41 بعد از ظهر  توسط فرشاد  | 

ازدواج و اشتباه جبران نشدنی !

بدون شک ازدواج یکی از مهمترین تصمیمات زندگی هر فرده . اصلا دلم نمی خواد مثل کتاب ها و مقاله های کلیشه ای بشه مطلبم و از انتخاب اصلح و اینجور حرفهای قلمبه سلمبه دم بزنم . دردم اینه که واقعیت هایی هستن که باید دیده شن و آدما با گذشتن از کنارشون ,ریشه به تیشه ی خودشون می زنن و چه بسا زندگیشون رو به باد می دن !

خانومی رو می شناسم که مثل همه ی آدما دلش می خواست خوشبخت شه. ولی تعریف اشتباهی از خوشبختی تو ذهنش بود ! شایدم تعریفش اشتباه نبود و فقط "ناقص" بود و همه ی جوانب رو درنظر نگرفته بود. این خانوم راه غلط خیلی از ایرونی های امروزی رو رفت که تا کلمه ی "شوهر" و "داماد ایده آل" میاد , در کمتر از یک صدم ثانیه کلمه هایی مثل "شغل","درآمد","خونه","ماشین"و... مثل مسلسل تو ذهنشون نقش می بنده! این کلمات تبدیل می شن به معیار اول و آخر اینجور آدما . این خانوم یه خواستگار دندانپزشک غیربومی داشت. نمی خوام بهش تهمت بزنم , ولی وقتی که بدون هیچ آشنایی,تو جلسه اول به این آقای دکتر جواب بله رو داده,حتم دارم جز به درآمد میلیونی و شأن اجتماعی و به ارمغان آوردن رفاه مالی و پز به دوست و آشنا ( که شوهرم دکتره ! ) و اینا ,به چیز دیگه ای فکر نکرده  . تا حدی که حتی یه تست اعتیاد ساده هم از این آقاهه نخواسته! ( لابد با خودش گفته : مگه می شه دکتر مملکت معتاد باشه ؟ فک کن ۱٪ ! ) ولی پیش بینی این خانومه کاملا اشتباه بوده و این آقای دندانپزشک هم معتاد بوده و هم شدیدا دست بزن داشته و چندین بار سر و صورت این خانوم رو کبود کرده . سر ایشون به سنگ نخورده و از شوهر معتاد لاتشون ,بچه دار هم شدن . کتک هارو تحمل کرده و با فرستادن مردهای فک و فامیل و دادن گوشمالی به شوهرش , احتمالا قصد اصلاحش رو داشته که هیشکدوم از این کارها جواب نداده و نهایتا بدون دریافت یک ریال (بخشش کامل مهریه) تونسته با هزار بدبختی طلاقش رو بگیره !

بابا ! والا به خدا , بدون آرامش روحی ,نمی شه حتی از میلیاردها تومن پول لذت برد ! و پول به تنهایی آورنده ی آرامش و ضامن خوشبختی نیست ,بلکه ... داشتن اون آرامش و حس زندگی با یک "انسان واقعی" یه پیش نیاز انکار نشدنی برای لذت بردن از پول فراوونه !

پول خیلی خوبه ! خیلی ! یعنی حتی اگه یه فرشته در لباس انسان بیاد تو زندگی شما ,ولی پول نداشته باشه و اوضاع مالیش خراب باشه , واقعا فقدان این پول کاملا حس می شه و رنج و عذاب رو به زندگیتون تحمیل می کنه و حتی نمی ذاره از خوبی های معنوی طرفتون بتونین لذت ببرین . مشکل مالی و گشنگی واقعا سخته و بده . این رو نمی شه انکار کرد ,ولی ...

"ولیش" اینجاست که : تو برعکس این حالت هم واقعا نمی شه زندگی کرد ! می شه ها ... ولی فقط چند روز و چند ماه اول رو می شه احساس خوشی و خوشبختی کرد . از یه جا به بعد ,شما نمی تونین "یه عوضی در عین حال خیلی پولدار" رو تحمل کنین کنارتون . یعنی ممکنه شما رو به سفرهای رویایی ببره و هر شب تو بهترین رستوران شهر تلپ باشین دو تایی ! ولی تو همون رستوران , زن و دخترهای دیگه رو دید بزنه ! یا زن صیغه ای داشته باشه !! . واقعا یک دختر نرمال , چند روز می تونه با وجود یک یا چند دختر دیگه تو زندگی شوهرش , باهاش احساس خوشبختی کنه ؟ حتی اگه شبا بجای تشک , روی صد کیلو شمش طلای متعلق به شوهرش بخوابه !!

این از دید دخترا بود . برا پسرا هم همینه . قبلا تو همین وبلاگم راجع بهش نوشته بودم ! یه پسر هم اگه معیار قیافه و اندام و ... رو تنها معیارش قرار بده , احتمال اینکه بعد از ۴۸ ساعت زندگی با خانومش,ازش حالش بهم بخوره ,خیلی زیاده!!!

البته همه ی اینها برا دختر و پسرهای نرمال و آدمیزاد صدق می کنه ها ! دیگه دختری که هدف اصلی زندگیش این باشه که خودشو بندازه به یه بچه مایه دار !! , تکلیفش روشنه . اون انقدر کثیفه که ممکنه اهداف کثیف تر از شوهرش تو سرش باشه ( مثل بالا کشیدن دارائی و ثروت شوهرش یا بدست آوردن آزادی که تو خونه پدری ازش بی بهره بوده !!! ) ,منظورم اینه که تو موارد معدودی هم پیش میاد که در و تخته حسابی باهمدیگه جور شن و دو تا عوضی به تمام معنا به پست همدیگه بخورن و یه زندگی لجن رو تشکیل بدن که اینو جز استثنا ها فرض می کنیم!

درک این مسئله خیلی راحته و حتی ضریب هوشی بالایی نمی خواد ! هر آدمی می تونه بفهمه که رسیدن به "خوشبختی" ترکیب چند عامله که شاید فقط ۲۰٪ش پول و ثروت باشه, ۱۰۰٪ در نظر گرفتن این ۲۰٪ و تبدیل "پول" به اولین و آخرین معیار اشتباه بزرگیه که آدما (مخصوصا دخترا) یه جورایی دونسته مرتکبش می شن , یعنی در واقع چشماشون رو می بندن و می گن : " مایه که داره , بقیه ش رو خدا بزرگه ! هر چه پیش آید خوش آید " ولی غافل از اینکه اون خدای بزرگ "عقل" و "قدرت تحلیل و تصمیم" بهمون داده و مسئول تصمیم سرسری و کورکورانه ی شما نخواهد بود !

امیدوارم برا هیچ پسر یا دختری پیش نیاد که چند ماه بعد از ازدواج , معادلاتش غلط از آب دربیاد و بجای لذت از اون معیاری که داشته (بعنوان مثال دخترا : پول و پسرا : زیبایی) ,روزی میلیونها بار آرزوی مرگ بکنه و درنهایت سرنوشتش به بدترین شکل عوض بشه .

سعی کنین حتما با طرفتون , آشنایی قبل از ازدواج داشته باشین و تو اون مدت حتی از کوچکترین اشتباهات و بدی های طرفتون به راحتی نگذرین و رفتارش رو زیر ذره بین داشته باشین . اکثر مواقع تعمیم رفتارهای زشت کوچیک به رفتارهای بزرگتر , می تونه شخصیت واقعی و ذات طرف رو برامون آشکار کنه و باعث رو شدن واقعیت وجودیش بشه !

یادمون باشه ...یک بار به دنیا میاییم , یک بار جوونیم و یک بار فرصت تجربه قشنگی های زندگی رو داریم .  شاید با سبک و سنگین کردن معیارهامون و برقراری تعادل بین اونها , بتونیم طعم خوشمزه ی خوشبختی رو بچشیم.

نوشته شده در  پنجشنبه 23 آذر1391ساعت 8:56 بعد از ظهر  توسط فرشاد  | 

کالای ساخت ایران , کالای ساخت اجنبی !

جدا از هر عقیده ای که داریم , حس وطن پرستی و یه تعصب خاص به وطن تو وجود هممون هست و چه کسی بهمون بگه و چه نگه , ذاتا خودمون دوست داریم پولمون تو جیب هموطنمون بره تا جیب بیگانه !

ولی ... این حس تا وقتی پایداره که خودمون ضرر نکنیم . البته درسته که سالها پیش ,تو همین ایران , مصرف جنس های خارجی , "کلاس" محسوب می شد ,ولی امروزه با این همه تنوع جنس و مارک , این دیدگاه و طرز فکر تغییر زیادی کرده .

الان دیگه خیلی ها فقط و فقط "کیفیت" براشون مهمه , نه صرفا خارجی بودن یک جنس ! ولی آیا با معیار قرار دادن کیفیت , این روز ها انتخابمون جنس ایرانی خواهد بود ؟

چند تا مثال واضح : مثلا چند سال قبل , یک شرکت ایرانی ( ن.ت.پ ) لباس زیر هایی با جنس خیلی خوب به بازار ارائه داد , منی که همیشه در به در دنبال مارک CK بودم ,با دیدن جنس خوب ن.ت.پ , کلی ازش خرید کردم و خیلی هم خوشحال بودم که کشورم تونسته همچین جنسی رو عرضه کنه , ولی طبق یک روال همیشگی , فقط اول کار این کارخونه خوب بود و الان که دارم اینو براتون می نویسم , جنس های اون کارخونه انقدر پسرفت کردن و خراب شدن که مفت نمی ارزن !

همونطور که خرید کورکورانه ی جنس خارجی حماقته , هزینه کردن برای جنس ایرانی بی کیفیت هم حماقته !

یا شرکت لوازم خانگی پ.خ. با تقلید از فیلیپس , آبمیوه گیری زده و کلی هم تعریفش رو می کنه , قیمتش هم یک سوم نمونه خارجیشه , ولی تفاله هایی پر از آب میوه (!) تحویل آدم می ده و کسی که اونو خریده,اگه سه برابر هزینه می کرد و نمونه خارجیش رو می خرید , در عرض یک سال هزینه اش با آبگیری بهینه ی میوه ها ,جبران می شد !!! ( تو نمونه ایرانی کلی میوه به هدر می ره )

یا ... فر برقی (اون-توستر) همون شرکت ایرانی رو برامون کادو آوردن , درش رو که می بندیم , کلی از کنارش بازه و کج وامیسته !!

و مثال آخر اینکه , اگه من یه لنت ترمز ایرانی بندازم رو ماشینم , تو سرعت های نسبتا بالا ,خطر مرگ رو برا خودم به ارمغان آوردم و مجبورم به جای لنت ترمز ۸ تومنی ایرانی , تو این تحریم , به زور و از بازار سیاه هم که شده ,لنت ترمز فرانسه گیر بیارم و ۶۰ تومن پولش رو بدم تا ایمنی بالاتری رو داشته باشم!

تاکید می کنم که هدف من تخریب تولید کنندگان داخلی نیست , بلکه بهشون می گم که ارزون بودن جنسشون ,دلیل کافی برای خریدنش نیست و خیلی ها هستن که حاضرن صرفه جویی و پس انداز کنن , کم بخرن ,ولی حتی با هزینه ی بالا ,جنس درست بخرن !

در یک کلام : خرید کالای داخلی خیلی هم عالیه ! فقط به شرطی که این عالی بودن فقط به کام تولید کننده نباشه و به معنای واقعی به نفع مصرف کننده هم باشه . در کلامی خودمونی تر : " آقای صاحب کارخونه ی ایرونی ! کیفیت رو درست کن , ما هم بیخیال کالای خارجی بشیم و فقط جنس ساخت ایران بخریم ! "

نوشته شده در  سه شنبه 4 مهر1391ساعت 11:24 بعد از ظهر  توسط فرشاد  | 

آدمهای کثیف با ژست خوبی و پاکی و معصومیت !

اکثرمون از وضع موجود ناراضی هستیم و می نالیم و حس می کنیم ظلم بزرگی بهمون شده و حتی خدا رو هم مقصر می دونیم !

ولی ... تا حالا فکر کردین که این همه می گیم "دولت" بده , دولت بده , "ملت" چه گلی به سر هم زده ؟ تا حالا فکر کردین اگه شما یا بعضی از اطرافیانتون بجای دولت بودن , چه عملکردی داشتن ؟ وقتی آدمیزاد قدرت نداره ,خیلی حرف ها می زنه ! ولی وقتی صاحب یه قدرت بزرگ بشه ,خیلی وقتها به ادعاهای قبلیش عمل نمی کنه !

فهمیدن این که اکثر هموطن هامون کثیف شدن , کار ساده ایه ! خیلی ساده ! کافیه رفتارهای ریز اونها رو تحلیل کنین و اونو تعمیم بدین ! ,اگه بخوام یه جور دیگه بگم , یعنی ببینین یک نفر یا یک جامعه در شرایط فعلیش که قدرت اجرائی نداره ,چه کارهایی انجام می ده و تخمین بزنین که اگه قدرت دستش بود ,چه بلایی سر زیر دستاش و بقیه ملت میاورد !!!

اینکه یه نفر با دیدن پیشرفت یک آدم دیگه , وجودش آتیش می گیره و سعی می کنه هرجوری شده جلو پاش سنگ اندازی کنه و با حسادت می خواد جلو پیشرفتش رو بگیره , دیگه ربطی به دولت نداره و ظلم ملت در حق ملته !

اینکه یه برادر توی تقسیم ارث پدری ,می خواد حق خواهرش رو به طور تمام و کمال بالا بکشه و ریالی به خواهرش نرسه , چه ربطی به دولت و حکومت داره ؟ آیا همچین آدمی که به خواهر خودش رحم نمی کنه , اگه یه پست وزارتی چیزی داشت , چه بلاهایی سر ملت بیچاره میاورد واقعا ؟ فکر می کنین همچین آدمایی که بخاطر پول حتی خونوادشونم می فروشن ,کم هستن ؟! بدون شک فراوونن !

اینکه رییس هیئت مدیره ی یه ساختمون مسکونی ,بخاطر اینکه خودش ۴ تا بچه داره و خانوادشون ۶نفره هستن , آئین نامه ی اون ساختمان رو طوری تنظیم می کنه که حق خانواده های ۲ نفری و ۳ نفری شدیدا ضایع بشه و مجبور بشن پول حموم رفتن بچه های قد و نیم قدش رو اینا پرداخت کنن , ربطی به دولت داره ؟ آدمی که پست ناچیزی مثل رییس هیئت مدیره یه ساختمون ۱۰ طبقه رو داره و اینجوری ظلم می کنه ,اگه رییس جمهور بشه ,واقعا بلایی خیلی بزرگتر از اونچه که امروزه درگیرش هستیم ,سرمون نمیاد ؟ صد البته که میاد !

اینکه فقط به جرم داشتن ماشین , جلوی دانشگاه , یه بی پدر و مادر حرووم زاده از همون هم دانشگاهی ها میاد و رو کاپوت ماشینم خط می ندازه , دولت و حکومت تقصیر کارن ؟ معلومه که نه ! این فرد یکی از هموطن های ماست ! که اگه ازش بپرسی ,حتما حکومت ایده آل هم دلش می خواد !!

اینکه یه مدرس دانشگاه که خیر سرش "دکتری" داره , فقط و فقط بخاطر اینکه تو وبلاگ کلاسیمون نوشتم که " ۵۲ روزه نمره ی فلان درس نیومده " ,فقط بخاطر این جمله ,بین ۵۵ نفر ,فقط من رو که معدلم ۱۹.۱۵ هست رو می ندازه !!!!!!! , این چه ربطی به حاکمیت می تونه داشته باشه!؟ اون استاد ,هموطن ماست ,یک ایرونیه و همچین ظلمی در حق یه هموطن دیگه (من ) روا می کنه , اگه رییس یه سازمان دولتی می شد , به نظرتون هر کارمندی که چپ نیگاش می کرد رو اخراج نمی کرد ؟! یا تو پست های بالاتر ,ظلم های بزرگتری به ملت و زیردستاش نمی کرد ؟

این همه آدم فروش , بی شرف , پست فطرت , منفعت طلب و ... همه و همه هموطن های ما هستن و تعدادشون هم خیلی خیلی زیاده , بیشتر از اون چیزی که خیلی از آدمای خوش بین تصور می کنن !

انتقاد از حکومت و دولت ,حتما هست و منکرش نمی تونیم باشیم ,ولی روی صحبتم با اوناست که خودشون و دور و بری هاشون و کل ملت ایران رو "خوب و پاک" می دونن و فکر می کنن مشکل فقط از دولته و شاکی می شن که " خدا ؟ چرا ما ؟ " !

یه مثال پایانی هم می زنم و می رم ! تو همین اختلاس بزرگ ۳۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ تومنی , خدا وکیلی چند نفر تو ایران ( از ملت معمولی ایران , از هر طبقه ای و با هر عقیده ای ) پیدا می شن که اگه پاش بیفته و موقعیت داشته باشن به تنهایی یا با یه گروه , این همه پول بخورن , این کار رو نمی کنن!!!؟ نظر من اینه که بدون مبالغه , این تعداد "انگشت شمار" هستن !! پس وقتی می خواهین جنجال راه بندازین ,یکم فکر کنین , مثل گربه ای نباشین که دستش به گوشت نمی رسه و میو میو می کنه ! اونایی که معترض بودن , ۹۹٪شون اگه خودشون قدرت و امکانش رو داشتن , این پول رو می خوردن و تو تصمیمشون شکی هم نمی کردن ! البته کثیف بودن این کار (اختلاس) واضحه ! ولی اینکه همه ادای آدم خوبا رو در میارن ,نمی تونه حقیقت رو عوض کنه !

یارو تو هر صنفی که هست ( از بساز بفروش بگیر تا لباس فروش ! ) می خواد هرجوری شده سر هموطن هاش کلاه بذاره و هر جور شده یه پول اضافه و ناحقی ازشون بخوره , آیا نمی شه این طرز پول خوری و تضییع حق دیگران رو ,ابعاد کوچیکتری از اون اختلاس بزرگ دونست ؟ آیا اون صاحب بوتیکی که تی شرتی رو که ۸هزار تومن خریده , ۶۵هزار تومن می فروشه ,اگه زورش می رسید , ۳هزار میلیارد رو براحتی و بدون عذاب وجدان نمی خورد؟!!!

اینجوری ها هم نیست و شک نکنین که بالای ۵۱٪ ملت ( همین آدمای معمولی که هیچ مقام دولتی هم ندارن ) کثافت و بی شرف شدن ! و این "درصد" خیلی بالا تر از ۵۱ هست ! و تو خوش بینانه ترین حالت , بیشتر از ۸۵٪ ملت ایران امروز , بوئی از انسانیت نبردن ! منظورم از گفتن ۵۱ ,حداقل هست ! چون قانون خدای بزرگ انقدر بی نقصه و عدالتش انقدر عمیق و واقعیه که حتی اگه ۵۱٪ ملت "انسان واقعی" بودن و "حیووون تو لباس انسان " نبودن (خوبان جامعه بیشتر از بدان اون بود) , وضع خیلی متفاوت بود !

و البته , در سایه ی همون عدالت بی نظیر و کاملا منصفانه ی خدا , کسانی که جز "خوبان واقعی" جامعه هستن و بخاطر "اکثریت بد" جامعه , دچار تبعات اون شده و مصداق "تر و خشک باهم سوختن" شدن , یه جور دیگه , یه جای دیگه و از جهات دیگه ای اون "ظلم عمومی " براشون جبران می شه و خواهد شد ! و در این شکی نیست !

امیدوارم حرفام به کسی برنخورده باشه ! واقعیت انکارناپذیری رو بیان کردم که اگه یکم دقیق و عمیق فکر کنین و اتفاقات روزمره ی دور و برتون رو هم بررسی کنین , می بینین که ظلم ملت در حق ملت به طرز فجیعی بالاست و با بالا پایین پریدن و حرفهای غیرمنطقی و انداختن تقصیر سر خدا و اینا ,نمی شه این حقیقت رو پنهون کرد!

نوشته شده در  چهارشنبه 1 شهریور1391ساعت 4:38 بعد از ظهر  توسط فرشاد  | 

کنسرت مازیار فلاحی ! خوشی یا ضد حال شدید ؟

عاشق مازیار فلاحی ام ! همین که شنیدم کنسرتشه , سپردم برام بلیط بخرن . حتی تبلیغشم ندیده بودم , بلیط که رسید دستم , دیدم با فونت خیلی خیلی ریز ,بالای "قلب یخی" ,نوشتن " جنگ ! " . تازه فهمیدم جریان از چه قراره و به بچه ها گفتم : " مطمئن باشین مازیار خیلی خیلی کم می خونه ! " . همینطور هم شد ! ولی خیلی کمتر از اون چیزی که فکرشو می کردم !

اینجا یه کشوره ! ای کاش قوانین طوری بود که اگه سختگیرانه است ,همه ی شهرها همونجوری باشه , خلاصه هرجوریه ,کل ایران یکسان باشه خب ! نه اینکه یک مسئول کاملا سلیقه ای ,در یه مورد مهم تصمیم بگیره و صدها نفر آدم رو مسخره ی خودش بکنه که !

قضیه از این قراره که , ۱ ساعت اول کنسرت (جنگ) , یه سری دلقک بی خاصیت اومدن مسخره بازی درآوردن , یه مجری فوق بی مزه و مضحک اومد چرت و پرت گفت, تا اینکه صدای ملت در اومد و یکصدا فریاد زدن : "مازیار مازیار ! "

بالاخره گروه فوق العاده حرفه ای و مسلط مازیار فلاحی روی سن اومدن و با اجرای غیرقابل توصیف مازیارفلاحی مواجه شدیم و هیچ شکی نیست که مازیار بهترینه تو پاپ ایران .

اکثر آهنگ هاش غمگین ان ! البته با ملودی و اجرای فوق العاده دلنشین ! ۳ ۴ تا آهنگ خوند ,تا اینکه به یه آهنگ شاد رسید ! همه دست زدن و موج می رفتن ! یهو آهنگ قطع شد ! یه نفر نامعلوم رو دیدیم که از پایین می خواد بپره وسط سن و جلوی اجرا رو بگیره ! خلاصه مازیار فلاحی از ملت خواست "رو صندلی هاشون و بصورت ثابت و درجا (!!!) آهنگ رو دنبال کنن " ! و بقیه ی آهنگ خونده شد ! قرار بود آهنگ های بعدی هم اجرا شه ! ولی فقط یه آهنگ "خداحافظ" اجرا شد و برنامه زودتر از وقت معمولش ,تموم شد !

خب آقایان ! یا مجوز ندین , که دیگه بدونیم کنسرت منسرت تو شهر ما خبری نیست . یا مجوز می دین , دیگه اعصاب ملت رو خورد نکنین . این همه حلال حرام می کنین ! ۲۰ الی ۴۰ تومن پول داد هر نفر ,ولی مازیار فلاحی خیلی کمتر از مدتی که باید می خوند ,خوند ! این بقیه ی پول الان حلاله دیگه ؟!!! پولش به درک . اعصاب آدم خورد می شه خب . جوونای ما که دارن با همه چی می سازن . دارن قوانین حکومت رو رعایت می کنن  . خدایی نکرده کسی که کشف حجاب نکرد روز کنسرت ! خب آهنگ شاد ,تحرک داره دیگه . تحرک روی صندلی که اسمش رقص نیست ! پس هیچ قانونی از نظام زیر سئوال نرفته بود که یک "فرد" اعصاب این همه آدم رو خورد کنه !

سوای اینا , من تو همون سالن ,کنسرت خیلی ها از جمله "احسان خواجه امیری" و "محسن یگانه" رفته بودم و البته سالها پیش ,کنسرت "گروه آریان" و به جرات می گم "مازیار فلاحی" بهترین ایرانه . امیدوارم با رفتارهای غلط و نابجا از دستش ندیم و به سرنوشت "شادمهر عقیلی" دچارش نکنیم !

علاوه بر هنر و سواد موسیقی فوق العاده ی ایشون (مازیار فلاحی) خیلی خاکی و مردمی هستن و با ادبیاتی عجیب و صمیمی باهامون صحبت می کردن .

مازیار فلاحی تو شهرهای زیادی کنسرت برگزار کرده و خواهد کرد , و روی سن ,به این اذعان کرد که این "کوتاهترین" اجراش بوده تا الان!! و اینکه انقدر سخت بهش مجوز دادن تو این شهر که امیدی نداره در آینده برا بار دوم هم بتونه تو این شهر اجرا داشته باشه !

لطفا تو بخش نظرات ازم نخواهین اسم شهر رو بگم ! اگه خودتون می دونین هم ننویسین لطفا . چون واقعا شرم آوره برام !!

در نهایت , حتی اگه مازیار فلاحی به جای این چند آهنگ ,فقط یک آهنگ اجرا می کرد ,بازم از رفتنم پشیمون نمی شدم . لیاقتش بهترین هاست !

نوشته شده در  پنجشنبه 29 تیر1391ساعت 2:30 قبل از ظهر  توسط فرشاد  | 

بدی های بعضی از پسرا !

خیلی ها فکر می کنن من طرفداری جنسیت خودمو می کنم و همش از دخترا بد می گم ! قاعدتا این "خیلی ها" همشون دختر هستن خب ! ولی من چه تو مطالب و طنزهام و چه تو ترول (Rage Comic) هام,همیشه بدی ها و خوبی های هر دو جنسیت رو مد نظر قرار دادم , شاید دخترا از بدی هایی که از جنسیتشون به نمایش دراومده ,برداشت شدیدتری داشتن!

الان می خوام از بدی های همجنس هام بگم !

خیلی از پسرا :

بخاطر یه دختر ,رفیقشون رو می فروشن ! دیدم که می گم !! خیلی هم دیدم ! اینکه بعضی پسرا می گن ,همه ی پسرا مرام دارن ,کاملا غلطه ! خیلی از پسرا ,انقدر دختر ندیده هستن که اگه یه دختر بهشون بگه : "اگه دوستت رو بفروشی و باعث شی یه ۱۰ سالی بیفته زندان ,باهات دوست می شم" , درجا همون روز دوستشون رو می فروشن تا به دختره برسن !! اصلا مبالغه نمی کنم ! دقیقا در همین حد!

و  علت این مسئله ,اکثرا عقده های دیرینه است , اینکه یه پسر از بچگی تا نوجوونی و جوونیش , دختری دور و برش نبوده باشه و از جنس مخالف تو ذهنش یه بت ساخته باشه , وقتی اون بت (دختر) ,به پستش می خوره ,دست و پاشو گم می کنه و خودشو اسیر اون می کنه و حتی دوست و رفیق و خانوادشم می فروشه گاها!!

یه نسخه ی کثیف تر از این پسرا هم وجود داره ! اونم با چشام دیدم ! پسرایی که به دوست دختر و حتی ( انقدر کثیفن این دسته از پسرا که این قسمتش رو خجالت می کشم بنویسم ! ) به همسر دوست صمیمیشون , نظر دارن !!! که اگه یه روزی قتل جرم نباشه ,من این جور افراد کثیف رو شخصا تیکه تیکه می کنم و اصلا هم عذاب وجدان نمی گیرم ! چون دیگه انسانیتشون به پست ترین سطح ممکن رسیده !!

و برخی از پسرا :

منفعت طلب هستن ! تا وقتی که دوستشون سودی براشون داره ,باهاش جون جونی هستن و رفیق صداش می کنن و همش دوست دارن با اون وقت بگذرونن ,ولی به محض اینکه اون رفیقشون سودی براشون نداشت یا مشکلی براش پیش اومد یا اون استفاده ی لازم و کافی رو ازش کردن , یهو عوض می شن و حتی تماس های اون رفیق سودمند سابق(!) رو رد می کنن!!

و عده ای از اونا :

تکلیفشون با خودشون معلوم نیست ! ادعای روشنفکری و امروزی بودن و این صحبتا رو دارن , دلشون می خواد همه جور آزادی داشته باشن ,ولی وقتی یه پسر دیگه رو با یه دختر خوشگل می بینن , کرم می ریزن و از حسادت به حد انفجار می رسن ! یا تو حالت کلی تر (جدای بحث دختر و پسر ) , نمی تونن موفقیت کسی رو ببینن و با دیدن موفقیت دیگران, وجودشون آتیش می گیره !

اینجا بعدا اضافه شد : یادم رفته بود بگم که ... بعضی از پسرا هم یه "کفش پاشنه بلند" , "موی رنگ شده" , "مانتو کوتاه" , " make up خوب" عجیب گولشون می زنه ! یعنی حتی نامزد شدیدا خوشگل خودشون رو ,بخاطر یه بدترکیب + چیزایی که گفتم , ول می کنن !!!

و... و... و...

البته شایان ذکره که , نمی شه یه چیز بد رو به کل یک قشر یا جنسیت نسبت داد و متنفرم از اون دخترا و پسرایی که , می گن : " همه ی پسرا همینن ! " یا "همه ی دخترا همینن ! " ولی در عین حال , روز به روز به تعداد و درصد "آدم بد ها" اضافه می شه متاسفانه و این یه حقیقت انکار نشدنیه !

نوشته شده در  پنجشنبه 25 خرداد1391ساعت 1:9 بعد از ظهر  توسط فرشاد  | 

انتقاد از مسئولین فیلترینگ کشور

وقتی فیلترینگ اومد , فلسفه ی وجودیش این بود که سایت های غیراخلاقی و امثالهم رو فیلتر کنه ,که خب خیلی هم خوبه ! اینجور سایت ها باید هم فیلتر بشن ! ولی متاسفانه گاها رفتارهای عجیب از مسئولین محترم فیلترینگ کشورمون می بینیم که قابل هضم نیستن این رفتارا !

من بعنوان یک کاربر اینترنت کشورم ,که کاملا دارم در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی فعالیت می کنم و وبلاگ نویسی سالم و به دور ازهرگونه مطالب خلاف عرف و شرع انجام می دم , صدها و هزاران عکس وبلاگم رو روی یک upload center قرار می دم , این مسئولین محترم فیلترینگ ,میان بخاطر چند تا عکس معدود غیراخلاقی که چند نفر از خدا بی خبر دیگه روی این سایت آپلود قرار دادن , می زنن کل اون وب سایت رو فیلتر می کنن و کلا من وبلاگ نویس , عکس ها و حتی قالب وبلاگم که کوچکترین مشکلی ندارن , فیلتر می شن و انتقال این عکس ها به server جدید , ساعت ها و روزها وقت منو می گیره و بعضا انتقال همشون غیرممکن می شه!

سایت های بزرگ و قابل اعتماد upload عکس و فایل , همگی فیلتر هستن ! در حالی که خودشون به تنهایی هیچ مشکلی ندارن و حتی تبلیغات موجود تو اونها ,هرگز غیراخلاقی نبوده و نیست !

من یه طراح وب سایت قدیمی هستم ,ولی عملکرد عجیب غریب فیلترینگ,باعث شده کلا کار سایت رو بیخیال شم ,چون ممکنه با زدن یک وب سایت سرگرمی ,بخاطر نوشته ی یک کاربر بیرونی ,بزنن کل وب سایت منو فیلتر کنن و یک عمر زحمت من ,با یک کلیک این مسئولین محترم ,به باد بره!

من تو این پست با دلیل و منطق ,انتقاد مودبانه ای ,اون هم فقط از مسئولین بخش فیلترینگ کشور ,انجام دادم . امیدوارم این دوستان , با توجه به اینکه زمینه ی کاریشون هم IT هست , انقدر فهیم و منطقی باشن و انقدر جنبه ی انتقاد صحیح داشته باشن که از لجشون , خود وبلاگم رو هم فیلتر نبینم !

خلاصه اینکه , روشی که برای فیلتر سایت های اینترنتی در نظر گرفته شده ,خیلی ناقص و غیرقابل قبول به نظر می رسه . ای کاش طوری بود که زندگی مجازی کاربران ایرانی محترم شمرده می شد و وب سایت ها به این راحتی و با نظر شخصی و سرسری , به زباله دون فیلترینگ فرستاده نمی شدن .

در این مورد طنز های زیادی ساخته شده ,از جمله طنز تصویری که نشون می ده ,حتی کلمه های "گلابی" ,"کتاب" , "علی اکبر استاد اسدی" که در بخش تصاویر Google جستجو شده اند , ۷۰ ۸۰ درصد عکس های موجود ,فیلتر بودند!!

خداوند پشت و پناه و کمک حال همه مون باشه خودش!

نوشته شده در  جمعه 5 خرداد1391ساعت 12:59 بعد از ظهر  توسط فرشاد  | 

این یه مطلب رو لطفا تا آخرش بخونین . . .

می دونم ! از بدو تولد وبلاگم تا امروز , خیلی راجع به روابط دختر پسر و مخصوصا آهن پرستی دخترا مطلب و طنز و عکس و همه چی ساختم و گذاشتم تو وبلاگم . می دونم شورش رو درآوردم ! می گین : فرشاد مگه قحطی موضوعه خب ؟ از یه چیز دیگه بنویس ! حق دارین ! ولی خب پیش میاد آخه . منم دلم نمی خواد از این موضوع بنویسم ,ولی بخدا پیش میاد !

الان ساعت ۲:۳۰ نصف شبه ! خوابم میاد ! ولی دلم می خواد این پست رو الان بنویسم .

دختری یه مدت بدون دوست پسر می مونه , بعد تو خیابون با پیشنهاد دوستی یک پسر روبرو می شه ! پسره ماشین زیر پاش حدود ۱۰۰ میلیونی می ارزه ! دختره قبول کرده ! اومده facebookش رو به حالت in a relationship در آورده ... همه ی اینا به کنار ! ۲ تا مطلب باعث شدن شروع به نوشتن این پست بکنم!

اولا : ادعای مضحک دختره که می گه : ماشین پسره ذره ای تو تصمیمش مهم نبوده و از خود پسره خوشش اومده ! یعنی حتی اگه ۱٪ امکان داشت این ادعا صحیح باشه ,به خودم اجازه نمی دادم حتی بدون بردن اسم از این خانوم,بهش تهمت بزنم ! ولی دیگه هر بیسواد و باسوادی می دونه که بدون شک ماشین پسره حرف اول رو می زده ! وگرنه پسره با پسری که چند دقیقه قبلش ,پیاده و بدون ماشین به دختره گیر داده بوده که باهاش دوست شه ,هیچ فرقی نداشته!! جفتشون پسرن ! چه بسا پیادهه خوشگلتر و خوشتیپ تر و خوش هیکل تر بوده ! ولی ... لامصب این آهن یه چیز دیگه است ! مگه نه؟!

دوما : امیدواری شدید و بیش از حد و عجیب دختره به وفاداری پسره ! یعنی اینکه این آقا پسر با ماشین گرون قیمتش ,روزها و هفته ها و ماه ها (!!!) تو خیابونا گشته و گشته تا نیمه ی گمشده !!!!!!! ی خودش که این دختر خانوم هست رو پیدا کنه ! و دیگه از امروز به این دختر وفاداره و دخترای متعدد رو که رسما بهش پا خواهند داد رو حتی نیگاه هم نمی کنه !  

ای کاش چه پسریم و چه دختر , هیچ وقت تو زندگی ,خودمون رو گول نزنیم . با بی منطقی و تصمیم های آنی , آینده و دل و احساسمون رو فدای خوشی های لحظه ای ناپایدار نکنیم ! پول ,ماشین ,ثروت و همه اینا ,خیلی قشنگن و داشتنشون عالیه , ولی ببینیم آیا واقعا با راهی که پیش گرفتیم ,بدستشون خواهیم آورد ؟ چند درصد احتمال داره که یه ماشین ۱۰۰میلیونی که جلو پای یه دختر ترمز می زنه, اونو برا ازدواج بخواد که در نهایت دختره هم سهمی از اون ماشین داشته باشه ؟!  اصلا ازدواج هیچی ! اصلا دختره سهمی نمی خواد و فقط می خواد پز دوست پسرش رو به این و اون بده و یا در نهایت گاهگاهی با ماشین دوست پسرش دور دور کنه , چند درصد امکان داره تو یه دوستی خیابونی با یه ماشین آنچنانی ,کلمه ی "وفاداری" جایی داشته باشه؟ آیا جز اینه که این درصد ها نزدیک "صفر" و حتی خود "صفر" هستن؟!!!

من با نوشتن این مطلب ,پی خیلی چیزا رو به تنم مالیدم! از جمله نظراتی مثل : " بابا این فرشاد ,خودش نداره ,حسودیش می شه ,داره صاحبای ماشینای گرون رو تخریب می کنه " . . . اشکالی نداره ! من رسوندن پیام اصلی برام انقدر مهمه که این جور تهمت ها و توهین هارو به جون بخرم . حتی اگه سر یک نفر با خوندن مطلب من به سنگ بخوره ,من احساس خیلی خیلی خوبی خواهم داشت و بقیه مسائلش برام مهم نیست . در مورد این چیزی که گفتم هم , بگم که شکر خدا وضع متوسط به بالایی دارم ,ماشینم ۲۰ تومن بیشتر نمی ارزه ,ولی دوستش دارم و ازش راضی ام و درضمن ...

درضمن اینکه ... منکر این هم نیستم که حتما حتما هستن کسایی که خیلی پولدارن و "انسان واقعی" هم هستن در کنار پولداریشون . اصلا بد ذاتی و کثیفی این دوره زمونه,اکثریتمون رو شامل شده , از فقیرترین آدمها تا پولدارترینشون ,اکثریت خیلی بالاشون, دیگه انسان نیستن! و این کثیفی آدمها,بین همه ی قشرها مساوی تقسیم شده ! اگه یه پسر پیاده هم به دختره گیر می داد ,به همون میزان که صاحب ماشین مدل بالا ,هدفش شوم بوده ,هدف اون هم کثیف بود ! حرف من اینه که ... آهن پرستی هم اصولی داره برا خودش خب  می پرستی ,درست حسابی بپرست که فردا یارو نخنده به ریشت و دستت به جایی بند نباشه ! خودتو گول نزن دخترخانوم! همین . . .

و در پایان تاکید می کنم که این "کثیفی آدما" که صحبتشه ,علاوه بر اینکه تو قشرهای مختلف ( پولدار و بی پول ) بصورت مساوی ریشه انداخته , بین دختر و پسر هم کاملا مساوی تقسیم شده و "آدم خوب" از هر دو جنسیت زن و مرد ,نایاب شده !!

بعدا اضافه شد ::: ظاهرا بعضی دوستان اشتباه برداشت کردن و فکر کردن من مخالف دوستی دختر و پسر هستم ؟ نه بابا  مگه امل ام ؟ اگه بخوام خیلی خلاصه بگم : بیایین چه دخترین و چه پسر, جنس مخالفتون رو برا "خودش" ,"دلش" و "ذاتش" بخواهین و بقیه مسائل ( قیافه,تیپ,پول,اندام,...) فقط جز محسنات جنس مخالفتون باشه ,نه بیشتر ! بیایین حریصانه و فقط بخاطر یکی از اینا , طرفتون رو نخواهین . که اگه غیر این باشین , روزهای خوشتون دوام زیادی نخواهند داشت!!

نوشته شده در  سه شنبه 2 خرداد1391ساعت 2:45 قبل از ظهر  توسط فرشاد  | 

چند مسئله و یک جریان واقعی باور نکردنی !

انقدر بدم میاد یه دختر یا پسر می خواد یک تنه از ۳ میلیارد و خورده ای همجنسش تو دنیا , دفاع و حمایت کنه و عقیده داره همه ی همجنس هاش آدمای خوبی هستن  یعنی بدونم یه نفر انقدر کوته فکره که عقیده داره هیچ دختر یا پسری تو دنیا "بد" نیست ( اونم دنیای امروز که به لجن کشیده شده رسما ) , حتی حاضر نیستم بهش سلام کنم یا جواب سلامش رو بدم !!

یه طنز از روی واقعیت و کلی مشاهدات عینی ,ساخته می شه و هیچ غرضی هم توش نیست . بعد چند نفر از یه جنسیت (پسر یا دختر) فوری جبهه می گیرن و می گن : " نـــه ! دخترا (یا پسرا می گن پسرا ) اینطوری نیستن ! . جهل می کنن و مثل یه بی سواد واقعی ,بالا پایین می پرن !

- - - - - - -

دقیقا از اول فروردین ۹۱ شروع کردم به ساختن Rage Comic . از بچگی عاشق کاریکاتور بودم, ولی اعتراف می کنم تو یه چیز اصلا استعداد ندارم و اون یه چیز , نقاشیه ! من مونده بودم و یه ذهن پر از ایده ی کاریکاتور . که با این صورتک ها آشنا شدم ! ( اگه می خواهین دقیقا فلسفه ی این صورتک ها رو بدونین , اینجا رو کلیک کنین ) .خلاصه اینکه در عرض این چند وقت ,کلی از ایده هامو پیاده سازی کردم و اگه به حساب تعریف از خود نمی ذارین , ظاهرا ازشون استقبال هم شد ! تو جریان ساختن این comicها و انتشار گستردشون رو FB بود که با نظرهای عجیب غریب فمینیستی و غیرمنطقی روبرو شدم . خب من گاها بدی هایی از اکثر دخترا رو به تصویر کشیدم , مثل ایـــن , ولی بدی پسرا رو هم کار کردم ! مثلا ایـــن . اینارو با چشمم دیدم و الان دارم می سازمشون , پس اینکه یه دختر یا پسر بیاد بگه "همه ی همجنس های من گل گلاب هستن و هیچ مشکلی ندارن و بدی نمی کنن " ,جاش تو سطل آشغاله !!

- - - - - - -

 اینو می خواستم بصورت پاورقی بنویسم , ولی همینجا می گم : این مدت خیلی کم به این وبلاگم (وبلاگ اصلیم) سر زدم و متاسفانه به کلی از دوستای وبلاگی یا بازدیدکننده های عزیزم که همشون با نظراتشون انرژی + رو بهم هدیه دادن , هنوز سر نزدم . ولی همه ی سعی ام رو می کنم که خیلی زود به همشون سر بزنم و شرمندشون نباشم . . .

- - - - - - -

با یک جریان واقعی که همین امروز شنیدم و دیدم , این پستم رو تموم می کنم! این جریان اوج کثیف و بیمار و عقده ای بودن یک پسر و اوج سادگی یک دختر رو می رسونه و تا با چشم خودم ندیده بودم , باورم می شد یه پسر انقدر کثیف باشه ,ولی باورم نمی شد یه دختر انقدر ساده باشه ! جریان رو عینا تعریف می کنم ! ولی اسمی از کسی نمی برم :

یه دختر رفته بود خرید , تو یه مغازه ,از صاحب مغازه خوشش میاد و صاحب مغازه هم کارت ویزیت می ده به دختره و دختره هم همون روز SMS می زنه به پسره ! بعد پسره به دختره می گه : از همین الان ازت خیلی خوشم میاد و غیرتی می شم برات و خیلی می خوامت و اینا و چند روز پیش گفته : ۷ اردیبهشت تولدمه عزیزم !! چی می خری برام ؟ دختره هم گفته : نمی دونم والا! خلاصه امروز, پسره دختره رو برده بیرون و گفته از این گوشی خیلی خوشم میاد ! دختره هم در کمال ناباوری ( آخه دیگه خیلی خیلی تابلو بوده که قضیه تیغیدنه ! ) ۳۵۰هزار تومن پول گوشی پسره رو داده !!

یعنی واقعا تا این حد!؟ یعنی دختره نمی تونست به پسره بگه : کارت ملی لعنتیت رو بده ,ببینم تولدت کیه ؟ تف به همچین پسری و خاک تو سر همچین دختری ! دیگه اینجوریش رو ندیده بودیم !! پسره ریسک بزرگی کرده ! کدوم احمق باور می کنه که ۳ ۴ روز بعد از آشنایش با یه کثافت , تولد اون کثافت باشه؟!!! ولی خب ... ظاهرا این احمق موجود بوده!

- - - - - - -

- راستی همه ی comic هایی که ساختم رو می تونین از اینجا ببینین . امیدوارم خوشتون بیاد .

- از همه ی خوبان ممنونم !

 

نوشته شده در  پنجشنبه 7 اردیبهشت1391ساعت 9:28 بعد از ظهر  توسط فرشاد  | 

دروغ های شاخ دار لباس فروش ها !

بعضی از اصناف , مخصوصا لباس فروش ها , یه سری دروغ های عجیب غریبی سر هم می کنن برا آب کردن جنس هاشون ,که بد نیست یه نگاهی بهشون بندازیم :

۱ . می گن : به ابوالفضل , به قرآن ,به حضرت عباس قسم خودم ۱۱هزار تومن خریدم , دارم ۱۲هزار تومن به شما می دمش !

حقیقت : جنس براش ۲۵۰۰ تومن تموم شده ! تازه اونم با حساب هزینه ی بار و همه چی !!

۲ . می گن : این شلوار اصل D&G ه و خودم تو سفری که به ایتالیا داشتم , تونستم ۵ نمونه از این شلوار رو وارد ایران کنم!

حقیقت : شلوار دوخت خیاطی اصغر آقا , خیابون جمهوری ! درضمن بزرگترین و دورترین سفر یارو :با قطار با دوستاش رفتن مشهد و برگشتن!!

۳ . می گن : بخاطر اینکه با هواپیما آوردمش , برا خودمم گرون تموم شده , وگرنه اگه جا داشت , تخفیف می دادم بهتون!

حقیقت : ۳۰۰ تا از همین شلوار رو پیک موتوری با گرفتن ۱۵۰۰ تومن, از خیاط خیابون جمهوری تا مغازه آورده ! یعنی هزینه ی حمل و نقل : ۵ تا یک تومنی برای هر شلوار !!

۴ . می گن : این کاپشن چرم اصله و چرمش از مرغوب ترین گاو های شمال آفریقا تهیه شده !

حقیقت : جنس کاپشن پلاستیکه ! از زباله های بازیافتی جنوب شهر تهیه و تولید شده!!

۵ . می گن : خیلی خوش شانسین! همین یه دونه کفش شماره پای شما رو داشتیم که می دیمش به شما ! مبارکتون باشه!

حقیقت : توی انبار از همون کفش و همون سایز , ۷۰۰ جفت موجوده ! چون تو یه کارگاه که کفش فله تولید می کنه , دوخته شدن!

۶ . می گن : خودم از همین لباس برداشتم برا خودم , ۶۰بار شستمش و هیچیش هم نشده !

حقیقت : لباس رو می خرین و می برین و می پوشین و همون اولین باری که می شورینش, رنگ و حالت و همه چیش ضربدر صفر می شه !

۷ . می گن : همین لباس رو تو یه محله ی بالاتر, ۳ برابر این قیمت می دن .

حقیقت : بر عمه ی دروغگو لعنت !!

۸ . می گن : اینی که رو تن مانکن می بینین , لباس مورد علاقه ی Enrique است !

حقیقت : حسن شماعی زاده هم افتخار نمی ده اون لباس رو بپوشه

۹ . می گن : با این تی شرت جذابیتتون چند برابر می شه و تو دل هر جنس مخالفی جا خواهید داشت!

حقیقت : اونو که بخرین و بپوشین ,همین ۲ تا ابله هم که خاطرخواتون بودن,ازتون قطع امید می کنن

۱۰ . (شما در حال پرو هستین) می گن : اندازش خیلی خوبه ! خیلی با هیکلتون جوره و عالی شدین با این لباس !

حقیقت : لباس انقدر براتون تنگه که کافیه دستاتون رو به طرف جلو باز کنین تا لباسه از وسط جر بخوره!

۱۱ . می گن : اگه این لباس رو همین الان نخرین , حتما حتما تا شب یکی دیگه می خرتش و دیگه از این لباس هیچ جا گیر نمیاد!

حقیقت : همون لباس چند ماهه رو دستشون باد کرده و هیچ مشتری براش پیدا نشده! تو انبار هم کلی از همون لباس داره خاک می خوره و از ترس موریانه و این جور جونورا,نفتالین گذاشتن لای لباسا

۱۲ . اینم فرمول حراج و تخفیف دادنشون! :

لباس ۳۰۰۰ تومن براشون تموم شده ۲۵۰۰۰ تومن می فروختنش. الان حراج زدن خیر سرشون ! و با ۱۵٪ تخفیف باورنکردنی !!! , اون لباس ۳۰۰۰ تومنی رو , ۲۱۲۵۰ تومن دارن می فروشن و ملت هم خوشحالن و دارن با ذوق و شوق می خرنش و خرکیف می شن از اینکه این همه تخفیف گرفتن

نوشته شده در  سه شنبه 23 اسفند1390ساعت 0:7 قبل از ظهر  توسط فرشاد  |